نام غزل: عشق - از کتاب اقلیت - فاضل نظری
توان گفتن آن راز جاودانی نیست!
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست!
پر از هراس امیدم، که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق نا گهانی نیست!
ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید
وگرنه، پاسخ دشنام مهربانی نیست!
درخت ها به من آموختند: فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست
به روی آینه ی پر غبار من بنویس:
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست
فاضل نظری