غزل معاصر

گلچینی از بهترین اشعار و غزل های معاصر و کهن

غزل معاصر

گلچینی از بهترین اشعار و غزل های معاصر و کهن

اگرچه یاد ندارم که دفعه ی چندم

اگرچه یاد ندارم که دفعه ی چندم
مرا شکستی و... آه از نگاه این مردم

به گیسوان پریشان خود نگاه بکن
که شرح حال من است این کلاف سر در گم

حکایت منِ دور از تو مانده، اینگونه ست:
خمار و خسته ام و نیست قطره ای در خُم

همیشه عطر تو بی تاب کرده جانم را
چنان که باد بپیچد به خوشه ی گندم...

به سر هوای تو دارم، خدا گواه من است
اگر رسیده نمازم به رکعت پنجم!

حسین دهلوی

هرچند اینکه سخت شکستی دل من است

هرچند اینکه سخت شکستی دل من است


غمگین مشو! که شیشه برای شکستن است


من دوستی به جز تو ندارم؛ قسم به عشق


هرکس که غیر از این به تو گفته‌ست، دشمن است


چشمان من مسیر تو را گم نمی‌کنند


فانوس اشک‌های من از بس که روشن است!


جای گلایه پیش تو چون شمع سوختم


لب باز کرده‌ام به زبانی که الکن است


از دیدنم دوباره پریشان شدی؟ ببخش!


چون خواب بد، سزای من «از یاد بردن» است


حسین دهلوی