ای عشق، ای ترنم نامت ترانه ها
معشوق آشنای همه عاشقانه ها
✔
ای معنی جمال به هر صورتی که هست
مضمون و محتوای تمام ترانه ها
✔
با هر نسیم، دست تکان می دهد گلی
هر نامه ای ز نام تو دارد نشانه ها
✔
هر کس زبان حال خودش را ترانه گفت:
گل با شکوفه، خوشه گندم به دانه ها
✔
شبنم به شرم و صبح به لبخند و شب به راز
دریا به موج و موج به ریگِ کرانه ها
✔
باران قصیده ای است تر و تازه و روان
آتش ترانه ای به زبان زبانه ها
✔
اما مرا زبان غزلخوانی تو نیست
شبنم چگونه دم زند از بی کرانه ها
✔
کوچه به کوچه سر زده ام کو به کوی تو
چون حلقه در به در زده ام سر به خانه ها
✔
یک لحظه از نگاه تو کافی است تا دلم
سودا کند دمی به همه جاودانه ها...
قیصر امین پور
هست انگور عاشق مستی ما، گیلاس نیست.
چون گلوهامان به درد تشنگی حساس نیست.
*
زندگی با خودکشی فرقی ندارد، تو نگو
مرگ و خاموشی سر و ته هردو یک کرباس نیست.
*
مرده شو مرگ و خصوصاً زندگی را برده است.
درد ما جز زندگی با مرده شو نشناس نیست.
*
بار جرم گرگ از هر گوسفندی کمتر است
دیو تر از هر ریاکاری خود خناس نیست.
*
گرگ وقتی که صمیمیت طلب دارد ز میش
در درون میش گرگی جز خود احساس نیست.
*
خوشه چینی مشکل مرد کشاورز است و او
جز به فکر ورد جادویی برای داس نیست.
*
برد یک شطرنج با کار گروهی ممکن است
راهکار بازی هوش و اراده تاس نیست.
*
اعتمادی به طلسم گاوصندوقت نکن
دزد دانا جز به فکر سرقت مقیاس نیست.
*
او ترازو را شبانه دستکاری کرده است
این زغالی که به گردن بسته ای الماس نیست.
*
آن که راحت جنگلی را هم به آتش می کشد
به سرانجام لگد کوب گلی وسواس نیست.
*
آنچه ازکبریت سرخش بر مشامت می رسد
بوی باروت است ای شبگرد، بوی یاس نیست.
بهرام بهرامی