غزل معاصر

گلچینی از بهترین اشعار و غزل های معاصر و کهن

غزل معاصر

گلچینی از بهترین اشعار و غزل های معاصر و کهن

آن ماهی ام که گوشه ای از حوض، مرده ام

آن ماهی ام که گوشه ای از حوض، مرده ام
بیچاره آن دلی که به دریا سپرده ام


بی تاب، مثل شعر به کاغذ نیامده
شرمنده مثل نامه ی برگشت خورده ام


از بس که زخم بود برآن، جا نیافتم
تا بار عشق را بگذارم به گُرده ام


ای باغبان ! مزاحمتم را به دل مگیر
از باغ، غیر حسرت چیدن نبرده ام


می ترسم ای رفیق! تو هم مثل خاک سرد
وقتی مرا به دل بسپاری که مرده ام!
میلاد عرفان پور

سبزم نه از آن دست که گل باشم وباغی

سبزم نه از آن دست که گل باشم وباغی
گلدان ترک خورده ای و کنج اتاقی

دی شیخ چراغی به کف آورد و طلب کرد

انسان ومن امروز به دنبال چراغی

سی سال گذشت از من وآن کودک همزاد

نگرفت ازین گم شده ی خویش سراغی

سی سال گذشت از من وعمری که نیفزود

جز بر دلم این آتش افروخته داغی

حافظ تو نگفتی که چراغی رسد از غیب

من منتظرم تا رسد از غیب چراغی

عبدالجبار کاکایی