غزل معاصر

گلچینی از بهترین اشعار و غزل های معاصر و کهن

غزل معاصر

گلچینی از بهترین اشعار و غزل های معاصر و کهن

یا می‌گذری از من یا راه نمی‌آیی!

یا می‌گذری از من یا راه نمی‌آیی!
چون قد بلند خود، کوتاه نمی‌آیی!

با روز قرار تو رد می‌شوم از هفته
با اینکه تو مدت هاست هر ماه، نمی‌آیی!

چون ابر که بی باران… یا قبله بی‌ایمان
هرگاه که می‌آیی، دلخواه، نمی‌آیی!

مهتاب منی اما چندی است که پیوسته
بر روی زمین هستی از ماه نمی‌آیی!

صد باد می‌آمیزند، در جسم تو می‌ریزند
تا اینکه تو چون توفان، ناگاه، می‌آیی نمی‌آیی!

غلامرضا طریقی

می خواستم که خواب و خیال خودم شوی

می خواستم که خواب و خیال خودم شوی

رویا شوی امید محال خودم شوی


لرزید دست هایم و سرگیجه ام گرفت

آوردمت دلیل زوال خودم شوی


هم در دلم شناور هم بر تنم روان

ماهی و ماه حوض زلال خودم شوی


هر روز بیشتر به تو نزدیک می شوم

چیزی نمانده است که مال خودم شوی


حالا تو چشم های منی ابر شو ببار

تا قطره قطره گریه به حال خودم شوی


عاشق نمی شوی سر این شرط بسته ام

نه... حاضرم ببازم و مال خودم شوی

مهدی فرجی

هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی

هرچه با تنهایی من آشنا تر می شوی

دیرتر سر میزنی و بی وفا تر می شوی


هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد

من پریشان تر، تو هم بی اعتناتر می شوی


من که خرد و خاکشیرم! این تویی که هر بهار

سبزتر می بالی و بالا بلاتر می شوی


مثل بیدی زلف ها را ریختی بر شانه ها

گاه وقتی در قفس باشی رهاتر می شوی


عشق قلیانی ست با طعم خوش نعنا دوسیب

می کشی آزاد باشی، مبتلاتر می شوی


یا سراغ من می آیی چتر و بارانی بیار

یا به دیدار من ابری نیا... تر میشوی


حامد عسکری